زندگینامه روحانی شهید علی بانی

حماسه سازان همیشه جاوید روحانیت دامغان

36

🔹 زندگینامه روحانی شهید علی بانی

روحانی شهید علي بانی متولد 1335 در خانواده‌اي مذهبي در روستای «کلا» دامغان ديده به جهان گشود.

پس از پايان تحصيلات متوسطه به ‌سربازي رفت ولی در اواسط خدمت با فرمان امام خميني (ره) پادگان را ترک كرد.

او كه در فرصت‌هاي مناسب نسبت به آگاهي مردم روستای خود كوشا بود، در سال 1357 علني‌تر جنايات رژيم پهلوي را براي مردم افشاء مي‌كرد.

با آن كه سرباز بود هر وقت به كلا مي‌رفت ، اعلاميه‌هاي امام خميني (ره) را به همراه داشت. او با شجاعت كم‌نظيري ، آن‌ها را براي مردم در مسجد روستا پشت بلندگو قرائت مي‌كرد. گاهي هم افراد ناآگاه براي او مشكلاتي درست مي‌كردند كه با صبر ، حوصله و اخلاق نيک در هدايت آنها كوشش می كرد.

پس از اتمام خدمت ، در دانشگاه تربيت معلم به تحصيل خود ادامه داد. لکن زمانی که با انقلاب فرهنگي ، دانشگاه‌ها بسته شدند ، يك سال بعد در حوزه‌ي علميه بهشهر به يادگيري معارف و علوم اسلامي مشغول شد.

براي آن كه بهتر بتواند در خدمت پدر و مادر پير خود باشد ، به حوزه‌ علميه دامغان نقل مكان كرد. پس از چندی به قم هجرت کرد و در مدرسه شهابیه با تلاش فراوان به تحصیلاتش ادامه داد.

مدتی بعد در دانشگاه علوم قضایی تهران در کنار دروس حوزوی به فراگرفتن مباحث تخصصی قضا پرداخت.

تلاش مجاهدانه برای فرا گرفتن علم، علاقه شدید به پدر و مادر ، همراهی و مسئولیت پذیری در فعالیت‌های انقلابی از ویژگی‌های بارز این شهید والامقام می‌باشد.

فرازی از وصیت نامه این روحانی بسیجی نشان از افکار بلند و متعالی او دارد: «برادران و خواهران طلبه ! دانشجو و دانش‌آموز كه در سنگرهاي خود مدرسه، دبيرستان و دانشگاه‌ها با جهل و ظلمت مبارزه می كنيد، با دو بال علم و تقوي كمالات انساني را به طور صعودي در مدت زمان كوتاهي طي نماييد! كشورهاي اسلامي و جهان اسلام به مبلّغ و روحاني متعهد و معلم متّقي در خط امام و صنعتکار و متخصص با ايمان احتياج دارد. شماها خوب و بيشتر مي‌توانيد به اسلام خدمت كنيد.»

این شهید روحانی بالاخره در سومین مرحله اعزام به جبهه که مسئولیت تبلیغی جهادگران دامغانی را برعهده داشت ، در هجدهم فروردین 1365 در منطقه عملیاتی والفجر 9 براثر انفجار مین به فیض شهادت نائل شد.

زندگینامه روحانی شهید مجتبی مطلّبی نژاد

حماسه سازان همیشه جاوید روحانیت دامغان

28

🔹 زندگینامه روحانی شهید مجتبی مطلّبی نژاد

مجتبی مطلّبی نژاد فرزند امرالله متولد سال 1347 ه.ش در روستای فرات دامغان دیده به جهان گشود. پدر ارجمندش ، فردی زحمتکش و به کشاورزی مشغول بود.

او به علوم دینی و حوزوی علاقه زیادی داشت و به همین دلیل ، سال ۱۳۶۳ شمسی در حوزه علمیه حاج فتحعلی بیک دامغان ثبت نام کرد تا در قامت سرباز امام زمان (عج) به خدمتگزاری مشغول گردد. در این سالها از محضر اساتید محترم حاج شیخ محمد ترابی ، حاج سید محمود ترابی ، قادری ، حاج شیخ احمد فوادیان و حاج سید مسیح شاهچراغی بهره علمی و معنوی گرفت.

در این سالها ، با اوج گیری حملات وحشیانه رژیم مزدور عراق به خاک کشورمان و شرایط بسیار سختی که برای مردم شریف ایران به وجود آمد، غیور مردان این سرزمین از گوشه و کنار میهن اسلامی به سوی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شتافتند. شهید مطلبی نژاد که دوران مقدمات تحصیل خود را می گذراند بر اساس وظیفه دینی و ملی ، بر خود لازم دانست تا در کنار درس و تحصیل به خیل رزمندگان اسلام بپیوندد. بنابراین از طریق بسیج سپاه پاسداران دامغان پا در عرصه دفاع مقدس گذاشت.

حماسه آفرینی و شجاعت کم نظیر او در عملیات کربلای 5 در یاد همرزمانش هرگز فراموش نخواهد شد.

در سال ۱۳۶۶ شمسی برای ادامه تحصیل به قم مهاجرت کرد و در مدرسه رسالت پذیرفته شد. درسهای علمی را در قم از محضر اساتیدی چون قاضی زاده ، نبوی ، مدرس زاده آموخت و درسهای اخلاق و معنویت را از محضر آیت الله مشکینی و مظاهری تلمذ کرد.

روحانی شهيد مطلّبي نژاد همواره از رؤياهاي صادقه برخوردار بود. در يكي از اين رؤياها بود که خبر شهادت خود را از دوستان شهيدش جويا مي‌شود. آنها در عالم خواب به او مي‌گويند: «شما نزديك عيد به ما ملحق مي‌شوي».

سرانجام پس از 13 ماه حضور پر افتخار در جبهه ها ، در قالب 4 مرحله اعزام، در تاریخ سی ام اسفندماه هزار و سیصد و شصت و شش در حالیکه در واحد اطلاعات و عملیات لشکر 5 نصر خدمت می کرد ، در عملیات ظفرمندانه بیت المقدس3 در ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش بر سر و سینه اش ، جام گوارای شهادت نوشید.

پیکر پاک این روحانی دلیر مرد ، در زادگاهش روستای فرات دامغان ، در کنار دیگر شهیدان آرام گرفت تا برای ابد زیارتگاه آزادگان باشد.

زندگینامه روحانی شهید سید ابوالقاسم موسوی دامغانی

حماسه سازان همیشه جاوید روحانیت دامغان

25

زندگینامه روحانی شهید سید ابوالقاسم موسوی دامغانی

سید ابوالقاسم داوود الموسوی ، مشهور به موسوی دامغانی فرزند سید محمد متولد سال 1323 شمسی در روستای حسن آباد از توابع دامغان در خانواده مذهبی به دنیا آمد.

سید از كودكی علاقه ای شدید به فراگیری علوم دینی داشت ، بدین جهت ، پس از گذراندن دوران ابتدایی تحصیل در حسن آباد ، در سال 1337 وارد حوزه علمیه دامغان گردید.

در سال 1341 برای ادامه تحصیل عازم قم شد، و در مدرسه حجتیه ، ساكن گردید. در همین سال لباس مقدس روحانیت به تن كرد و سفرهای تبلیغی اش را آغاز نمود.

وی از ابتدای ورود به شهر مقدس قم ، شیفته امام خمینی (ره)گشت تا آنجا كه مرتب به بیت ایشان رفت و آمد می كرد و اكثر شبها به نماز جماعت آن حضرت حاضر می شد.
در قم از محضر آیات عظام حاج شیخ مرتضی حائری یزدی ، وحید خراسانی ، صالحی مازندرانی ، علی مشكینی ، خزعلی ، شیخ یحیی انصاری شیرازی و فاضل هرندی بهره گرفت.

سید ابوالقاسم از همان ابتدای ورود به قم، در جریان 15 خرداد 42 و شروع نهضت پیروزمند امام خمینی (ره)قرار گرفت و در سخنرانی تاریخی امام درباره کاپیتالیسیون حضور داشت.

ایشان همچنین با تهیه دستگاه تایپ و استنسیل ، اعلامیه های امام را كه از نجف به ایران می آمد، تكثیر می كرد و با ماشین فولكس خود مخفیانه در شهرهای مختلف پخش می نمود. او در شهرها و روستاهای زیادی با سخنرانیهای گرم و افشاگرانه مردم را بیدار و با اهداف امام خمینی (ره)آشنا می ساخت. در این راه بارها دستگیر و به زندان افتاد و مورد بازجویی و شكنجه قرار گرفت.

در یكی از راهپیماییها كه طلاب و علما و دیگر اقشار مردم به سوی منزل آیت اللّه حسین نوری همدانی در حركت بودند، مقابل مزار شیخان كه رسیدند، مزدوران رژیم، به سوی مردم تیراندازی كردند، و عده ای شهید و مجروح شدند. در آن گیر و دار كه هر كسی برای نجات جان خود می كوشید، شهید موسوی، مجروحین را جمع آوری و به بیمارستان كامكار می رسانید و در راه نجات آنها تلاش می کرد.
در پیروزی انقلاب در مدرسه علوی حضور داشت و در خدمت امام (ره) و انقلاب به فعالیت مشغول بود.

شهید موسوی روز اوّل اسفند ۱۳۶۴ با پنجاه تن از شخصیتهای مملكتی و یاوران انقلاب ، كه در میان آنان حجت الاسلام شهید حاج شیخ فضل اللّه محلاتی نماینده امام (ره) در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هفت تن دیگر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از جمله روحانی شهید سید حسن شاهچراغی ، و چند تن از قضات دادگستری وجود داشتند ، در حالی كه به جبهه ها در پرواز بودند ، در نزدیكی اهواز از سوی دو فرزند جنگنده متجاوز عراقی مورد حمله قرار گرفتند و در منطقه ویسی در 25 كیلومتری شمال اهواز به شهادت رسیدند.

سوابق اجرایی:
۱- فعالیت و راه اندازی كمیته انقلاب اسلامی دامغان در سال 1358 شمسی
۲- تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دامغان
۳- مشارکت در تشكیل دادگاه انقلاب دامغان
۴- حاكم شرع دادسرای انقلاب اسلامی
۵- از موسسین جهاد سازندگی دامغان.
۶- نماینده امام (ره)در هیأت هفت نفره احیاء و واگذاری زمین استان سمنان
۷- نماینده امام (ره)و امام جمعه رامهرمز از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳ شمسی
۸- نماینده مردم رامهرمز در مجلس شورای اسلامی، در دوره دوم مجلس

زندگینامه روحانی شهید سید محمد موسوی

حماسه سازان همیشه جاوید روحانیت دامغان

23

🔹 زندگینامه روحانی شهید سید محمد موسوی

شهید حجت الاسلام سید محمد موسوی فرزند سید عبدالله از روستای حداده دامغان در روز پنجم فروردین 1341 چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را با هوش و ذکاوت سرشار خدادادی سپری کرد. در دوران دبیرستان بود که انقلاب عظیم اسلامی به پیروزی رسید.

قبل از پیروزی انقلاب او هم مانند دیگر عاشقان و یاران امام خمینی(ره) در انجام وظیفه الهی و شناساندن اسلام واقعی به وسیله پخش اعلامیه‌ها و نوارهای امام و شرکت در تظاهرات خیابانی تلاش فراوانی داشت.

سال دوم دبیرستان بود که تصمیم گرفت شور انقلابی‌اش را با شعور دینی همراه سازد و از سرچشمه زلال فقه آل محمد صلّی الله علیه و آله بهره‌مند گردد. لذا بار سفر بست و در مدرسه علمیه امام باقر علیه السلام قم مشغول به تحصیل شد.

با شروع جنگ تحمیلی وظیفه سنگین‌تری را بر دوش خویش احساس کرد و سر از پا نشناخته به جبهه شتافت. این بار می‌بایست با تبلیغ اسلام از مرزهای عقیدتی و با سلاح جنگی از مرزهای خاکی این میهن دفاع کند. این روحانی بسیجی هفت بار به جبهه عازم شد و در مجموع مدت 40 ماه سابقه جبهه را در کارنامه دفاع مقدس خود دارد.

شهید موسوی در عملیات بدر از ناحیه پا مجروح می‌شود و چند ماهی در بیمارستان بندرعباس و تهران بستری می گردند. قبل از آخرین رفتنش هنگام خداحافظی می‌گوید: «این بار سفرم کوتاه خواهد بود و یک هفته بیشتر طول نخواهد کشید» و درست در همان روزی که خود قبلاً اظهار کرده بود یعنی در 22 بهمن سال 1364 در عملیات والفجر8 در کنار اروندرود با اصابت ترکش به ندای الهی لبیک گفت.

همسر شهید می‌گوید: ” شبی مهمان داشتیم و پولی برای تهیه وسایل پذیرایی نداشتیم. شهید به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها مشرف شده و مشغول نماز خواندن می‌شوند. بعد از نماز متوجه می‌شوند مبلغی پول در جیب‌شان قرار گرفته است و با آن پول وسایل مورد نیاز را خریداری می‌کنند. جالب این که تا مدت‌ها از این وسایل استفاده می‌کردیم ولی تمامی نداشت. روزی علت را از شهید موسوی جویا می‌شوم و شهید می‌گوید: چیزی را که بی بی سلام الله علیها دهد برکت دارد و تمامی ندارد.”

زندگینامه روحانی شهید محمدحسن پریمی

حماسه سازان همیشه جاوید روحانیت دامغان 5⃣4⃣

🔹

محمدحسن پریمی فرزند غلامحسین در سال 1340 ه.ش در روستای مجیدآباد دامغان دیده به جهان گشود. عشق به سربازی امام زمان عجل الله فرجه الشریف ، پس از اتمام ابتدایی او را به حوزه علمیه دامغان رهنمون ساخت.

پس از چندی به حوزه علمیه قم هجرت کرده و در مدرسه علمیه المهدی (عج) به کسب دانش دینی پرداخت.

هجدهم ماه رمضان سال 1357 پس از پخش اعلامیه امام خمینی (ره) در روستاهای دامغان ، توسط مأموران شهربانی دستگیر می‌شود و مورد شکنجه قرار می گیرد.

پس از شکنجه همچنان استقامت می‌کند ؛ تا آنجا که رئیس وقت شهربانی می‌گوید: «آن قدر او را بزنید تا همان گونه که فرق علی شکافت ، دل او هم بشکافد!»

با ورود رهبر کبیر انقلاب به ایران و شهر مقدس قم ، شهید پریمی هر روزش را متبرک به آفتاب وجود خمینی می‌کرد و بعد از اتمام هر درس خود را به مکانی که امام خمینی (ره) ملاقات عمومی داشت ، می‌رساند و به چشمان ملکوتی امام خیره می‌شد. دو بار نیز به جماران رفت و بوسه بر دستان امام امت زد.

با آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹ ، روحانی شهید محمدحسن پریمی درس جهاد و شهادت را با گذراندن دوره آموزشی و سپس اعزام به خط پدافندی دشت عباس آغاز کرد.

در دومین مرحله اعزام به جبهه‌های جنوب کشور ، برای دفاع از مرزهای میهن اسلامی به آبادان اعزام شد و در واحد اطلاعات و عملیات سپاه خوزستان در قالب دیده‌بان به خدمت پرداخت تا ثابت کند علاوه بر دیده‌بانی مرزهای عقیدتی که حوزه علمیه عهده‌دار آن است، در صحنه دفاع از کشور نیز دیده‌ای تیزبین و چشمانی همیشه بیدار دارد.

عاقبت دست تقدیر الهی بر این شد که در کمتر از سه ماه از دومین دوره اعزام ، در روز هفتم بهمن ، ترکش دشمن بعثی او را در آبادان به وصال محبوب برساند.

مرقد پاک این روحانی بسیجی در گلزار شهدای فردوس رضای دامغان میعادگاه همرزمان و آشنایان باوفای اوست.